سلام.امیدوارم که حال همتون خوب باشه . بعد از مدتی وقت کردم بیام اپ کنم و ببینم چه خبره.خوب اومدم و دیدم که بازم مثل همیشه با نظرهاتون خجالتم دادین.ممنونم.
اول یه کم از مدرسه ام میگم وبعد یه شعر واستون میزارم.جاتون خالی امسال از بقیه سالهای که درس خوندم ومدرسه رفتم بهتره. دوستام کلی باحال هستن و با معرفت.دوستی ما مثل بقیه نیست که سر هیچ و پوچ قهر میکنن برعکس بقیه بچه های مدرسه من ودوستام همش باهم میگیم ومیخندیم و از دعوا وقهر و این کارها خبری نیست.امسال دبیرهای جدیدی دارم چون امسال رفتم دبیرستان.ولی این دبیرها هر زنگ حال ادمو میگیرن وهمش از مردن وگناه واین چیزها حرف میزنن به حدی که سر درد میگیریم.ولی بجاش زنگ تفریح هامون کلی خوش میگذره . خوب دیگه نمیدونم چی بگم حالا مدتی که گذشت بازم براتون از مدرسه ام میگم.
واما باید از دوستای خوبم(اقا امید ، الهه خانم ، اقا حسین ، اقا مهدی ، زینب خانم ، اقا یوسف ، اقا احسان ، مونا خانم ، اقا دانیال ، اقا مجتبی ، اقا محمد ، اقا علی ، و .....) تشکر کنم اگه اسم یکی ازتون رو ننوشتم ببخشید چون الان حضور ذهن ندارم .
ولی از یکی از دوستام که همیشه بهم سر میزنه دلخورم و.چون قرار بود یه هفته پیش بیاد ولی هنوز نیومده. ببخشید که اسمشو نمیگم .ولی از همینجا بهش میگم که خیلی ازت ناراحتم خودت میدونی واسه چی.
خوب حالا یه شعر واستون مینویسم یه موقع فکرنکنید شاعر شدم :
چرا باور نداری؟اون که شکستی قلبمه دستاتو ازم گرفتی ،ندیدی که سردمه؟
چرا باور نداری؟تو رویاهام همش تویی باعث این همه بی قراری هام فقط تویی
چرا باور نداری؟من با تو خوابم میگرفت با صدای نفسات،این دلم آروم میگرفت
چرا؟!آخه تو چرا؟!!حرف جدایی میزنی مگه تو نگفتی با من ،دوست داری پربزنی
حالا که پر زدی رفتی،چرا آروم بگیرم؟ چرا تو ازم میخواستی؟سر رو سامون بگیرم!!
بی وفا رسم وفا نیست،بری تنهام بذاری من و با این همه حسرت، یه گوشه جا بذاری
چرا باور نکنم؟!هرچی بوده تموم شده تاریخه حرفای خوب،مدتیه تموم شده
باشه من میمونمو،کلی علامت سوال می پوسم با خاطراتم،میشکنم این دو تا بال
فعلا بای





سلام به 

همه.امروز چندتا عکس از سوسانو واستون گذاشتم .امیدوارم خوشتون بییایید.منتظرنظرهاتون هستم.